تندیس سوگواره هنرهای نمایشی خمسه

برای سوگواره هنرهای نمایشی خمسه

این مطلب را به عنوان معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برای کتاب دومین سوگواره هنرهای نمایشی و آیین­های مذهبی خمسه نوشتم.

به نام خداوند جان آفرين     

حكيم سخن در زبان آفرين

از ازل تا ابد، دین و هنر آمیخته با جان و روان و ذهن و زبان بشر بوده است و هست و خواهد بود؛ چراکه دین، خواسته‏ها و نیازهای روح او را برای رسیدن به جهان والا و بالا ترسیم می‏کرده و هنر به میل او برای آنکه جهان خاکی را به جایی زیباتر و قابل سکونت‏تر بدل کند، پاسخ می‏داده است. اولین سنگ‏نگاره‏ها بر دیوار غارها و کوشش انسان اولیه برای پرستش موجودی در ماوراء، گواه این سخن است. اما اگر اولین تلاش‏ها برای خلق هنر و پرستش خالق، خام و ناکامل بوده، با گذشت زمان و افزوده شدن خرد و تعقل بر رفتار و گفتار آدمیان، این دو عرصه، تکامل و پختگی یافته است. چنانچه انسان خود را در برابر ادیان الهی دیده و از سویی هنرش نیز از شکل و شمایل بدوی و به اصطلاح پریمیتیو به سوی کمال و تعالی حرکت کرده است. در این میان، اتفاق مبارک دیگری نیز روی داده و به ثمر نشسته است؛ آن هم در جایی که هنر و دین به  یکدیگر رسیده‏اند و به هم آمیخته‏اند. از این رهگذر، پدیده‏ای زیبا شکل گرفته است که هنر معنوی، هنر دینی، هنر آیینی یا هنر قدسی از نام‏ها و جلوه‏های آن است و هر دو نیاز خاکی و آسمانی انسان را پاسخ می‏دهد.

دومین سوگواره هنرهای نمایشی و آیین­های مذهبی خمسه، نمونه و نشانه‏ای از همین آمیختگی است که روح هنردوست و خداجوی مخاطبان خود را نشانه گرفته است و از تعلق خاطری عمیق به هنر و دین از سوی شکل‏دهندگانش حکایت می‏کند.

همین تعلق خاطر که از جانی شیفته برخاسته است، باعث شده تا ماحصل کار، نمایش‏هایی مذهبی به همراه تعزیه‏ها و نقالی‏هایی با مضامین دینی باشد که هنرمندانش، بی منت و ادعا، از همه وجود خود برای آنها مایه گذاشته‏‏اند. از همین روی است که این هنرنمایی‏های از دل‏برآمده و بر دل مخاطب نیز می‏نشیند؛ چراکه از یک سوی، هنرمندی را با اعتقادی خالص درآمیخته است و از سویی دیگر، به همان دو نیازِ پیش‏گفته‏ی بیننده‏ی آگاه و فهیم پاسخی درخور می‏دهد. اگر می‏بینیم که دومین سوگواره هنرهای نمایشی و آیین­های مذهبی از سطح یک منطقه (در دوره اول) به اتفاقی کلان و فراگیر(در دوره اول) بدل شده، دقیقاً از همین روی است.

البته که در این میان، هنردوستی و حمایت همیشگی دکتر محمود صلاحی رییس سازمان فرهنگی هنری تهران و تاکید ایشان بر ارتقای کمی و کیفی تئاتر در شهرداری تهران و مدیریت برگزارکنندگان این رویداد نیز نقشی به‏سزا دارد و من مایلم که نهایت سپاس خود را به برادر ارجمندم علی اصغر خسروی دبیر این سوگواره تقدیم کنم که با تمامی همکارانش از جان و دل مایه گذاشتند تا نیاز ازلی و ابدی به هنر و دین، در قالب سوگواره‏ای اثرگذار و آبرومند پاسخ داده شود و به بار بنشیند. امید که در سایه‏سار رحمت حق، همواره موفق باشند و در به ثمر نشاندن دستاوردهای هنر آیینی، گام‏هایی بلندتر به سوی کمال بردارند. آمین یا رب‏العالمین.

امیر عبدالحسینی

معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + شش =