نمایشگاه نقاشی در نگارخانه لاله

اثر هنری، کالای هنری

این مطلب را به عنوان دبیر آرت اکسپوی ۸۷ تهران برای مقدمه کتاب آثار این رویداد نوشتم.

اثر هنری، کالای هنری

هر اثر هنري پس از خلق و خارج شدن از دست هنرمند با تبديل شدن به يك كالاي فرهنگي، كاربردي اجتماعي پيدا مي‌كند. هنرمند نقاش پس از آفرينش اثر، کار خود را به انجام مي‌رساند و پس از آن، اثر خلق شده در نمایشگاه، فروشگاه، رویداد هنری و یا کتاب به نمايش درمي‌آيد. اگر چه، هنر نوعي انديشه و يا آن طور كه “آندره ژيد” مي‌گويد “اغراق در يك انديشه است”، اما در نهايت به مثابه كالايي اطلاع‌رسان و پيام‌رسان، ناگزير از انتشار و عرضه است تا بتواند معنا و مفهوم خود را در بستر اجتماعي منتقل كند.

هر چند كه هنرمندان و هنرآفرينان، هدف اصلي خلق اثري هنري را برآوردن نيازهاي روحي و بيان عقايد و عواطف خود مي‌دانند، اما در نهايت بدين طريق در تلاشند تا معيارها و ملاك‌هاي ادراكي و زيبايي شناختي خود را به شكل مناسب تثبيت كنند و هم‌چنين اميدوارند تا اثرشان به نمايش درآید و البته مورد توجه قرار گيرد. از همين روي، توجه نكردن به بخش كاربردي هنر، آن را از متن زندگي‌ مردم جدا مي‌كند و دوري مردم از هنر نيز، رسالت هنر در جامعه را دچار ابهام كرده و هنر را تنها به امري تزييني بدل مي‌سازد.

وقتي يك اثر هنري به يك كالاي فرهنگي تبديل مي‌شود، تمامي قوانين و مقررات كالا شامل خريد، فروش، بازاریابی، تبلیغات و معرفی،  شيوه استفاده و… در مورد آن صدق مي‌كند. از اينجاست كه اثر هنري به مثابه يك كالاي فرهنگي جنبه اقتصادي پيدا مي‌كند و به عنوان سرمايه هنريِ داراي ارزش افزوده، به اقتصاد و بازار آن نزديك مي‌شود.

طرح موضوع اقتصاد هنر در روزگار معاصر، دست‌یابی به فرهنگ و هنر مقتصد و سودآور نبوده و نيست، بلكه هدف از این موضوع، فرایندی اقتصادي است كه بنيان‌هاي فعالیت فرهنگي را ساماندهي مي‌كند و رفتار‌ها و نگرش‌های آن را تقويت کند. با اين تعبير، نوع طرح موضوع در اين مقوله بايد ساختار و قوانين روشن و كارشناسانه‌اي داشته باشد تا عمل توليد اثر هنري و توزيع و معرفی و ارائه آن، از سویي دچار اختلال و نابساماني نشود و از ديگر سو، تأثيرگذاري، كارآيي و سوددهي داشته باشد. در چنين حالتي، محصول اين نگاه اقتصادی، فعاليت و عمل فرهنگي و هنری خواهد شد و اقتصاد هنر نیز از همین منظر شکل می‌گیرد.

نمايشگاه بزرگ آثار هنري تهران (آرت اكسپو) با چنين نگاهی برنامه‌ريزي و ساماندهي شد. حمايت بيشتر از هنرمندان و ايجاد تحول در اقتصاد هنر، بستر سازي نگاه فرهنگي و سرمايه‌اي به آثار هنري، اشاعه و ترويج خريد و فروش آثار هنري، ايجاد استانداردها و شيوه‌هايي براي قيمت‌گذاري مناسب، معرفی آثار برجسته، پايه‌گذاري نمايشگاه (فروشگاه) ساليانه هنر معاصر، توسعه فعاليت‌هاي اين نمايشگاه در عرصه بين‌المللي و تحول در فرآیند اقتصادی هنر را مي‌توان به عنوان مهم‌ترين اهداف آرت‌اكسپوي تهران بر شمرد.

نيل به اين اهداف اگر چه به نظر دور از دسترس مي‌رسد، اما از ياد نبايد برد كه در جهان معاصر نگاه‌ها به هنر و خلاقيت‌هاي هنري معطوف شده و تحقق اين اهداف نيازمند بسترسازی لازم برای هنرمندان و رویدادهای هنری، در کنار تلاش و شناخت افزون‌تر متوليان و صاحب‌نظران عرصه‌هاي اقتصادي هنر است.

در حال حاضر كه دولت‌ها از طريق تجهيز و تخصيص بخش مهمي از منابع و امكانات جامعه در تنظيم بازار فعاليت‌ها و محصولات مختلف، در تعيين سطح توزيع درآمد ملي بين آحاد مختلف جامعه تأثيرگزارند، انتظار بالايي نيست كه آفرينندگان آثار هنري به عنوان افراد موثر در ارتقاي سطح فرهنگ و هنر جايگاه ويژه‌اي بيابند تا در تعاملي همه جانبه‌ اين چرخه هدفمند به حركت درآيد.

در تبصره هفت برنامه و بودجه سال ۸۳ ، تمامي دستگاه‌هاي اجرايي كشور مجاز بودند تا نيم درصد از اعتبارات طرح‌هاي تملك دارايي سرمايه‌اي خود را براي استفاده از آثار هنري و فرهنگي به منظور تقويت سيمای بناهاي دولتي و احراز هويت اسلامي و ملي در جلوه‌هاي ظاهري آن اختصاص دهند. تصویب و اجرای اين قانون باعث رونق بازار هنر مي‌شد و علاوه بر استفاده آثار هنري در زيبا سازي بصري محيط، شرايطي را مهيا مي‌كرد تا نهادها، سازمان‌ها و ارگان‌ها به تأسيس گنجينه يا موزه آثار هنري بپردازند؛ آثاري كه علاوه بر ارزش‌هاي اعتباري و اقتصادي فراوان، داراي ارزش سرمايه‌اي و اعتباري نيز هستند. اما از سویی قید “مجاز بودن” در این تبصره، نگاه را اختیاری و سلیقه‌ای می‌کرد و از طرف دیگر نیز اگر تاکید و نگاه مثبتی هم بر تحقق این هدف معطوف بود، به دلیل فقدان نگاه تخصصی و عدم شناخت و تصمیم‌سازی کارشناسی نتیجه مطلوبی را همراه نداشت.  

اميد آن كه این تبصره قانونی با نگاه کارشناسانه و فهم درست از فرهنگ‌سازی، بازنگری و مصوب و ابلاغ شود تا علاوه بر رونق اقتصاد هنر، پيشكامي دستگاه‌هاي دولتي برای تبديل محيط و ابنیه دولتي به مكان‌هايي سرشار از ذوق هنر را سبب شده و ضمن الگوسازي لازم و بازيابي هويت محيط اجتماعي، بر نقش و اهمیت کالای فرهنگی در سبد فرهنگ و هنر جامعه نیز صحه گذارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − هشت =