دهمین دوسالانه پوستر تهران - موزه هنرهای معاصر تهران

دهمین دوسالانه جهانی پوستر

در پاییز سال ۸۸ مسئولیت دبیری اجرایی دوسالانه جهانی پوستر تهران بر عهده من گذاشته شد. این دوسالانه توسط مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به ریاست قباد شیوا و با دبیری دکتر محمد خزایی برگزار شد.

پس از اتمام مدت مقرر در فراخوان این دوسالانه ۱۸۶۴ اثر (شامل ۱۰۳۱ اثر در بخش اصلی و ۸۳۳ اثر در بخش موضوعی) از ۷۹۳ طراح (۴۲۷ هنرمند خارجی و ۳۶۶ هنرمند ایرانی) توسط دبیرخانه این رویداد دریافت شد. بخش اصلی این رویداد شامل پوسترهای منتشر شده طراحان گرافیک بود و در بخش موضوعی هم “محیط زیست” به عنوان موضوع طراحی پوستر در نظر گرفته شده بود. بخش جنبی دوسالانه پوستر تهران هم به “پوسترهای تئاتر ایران” اختصاص داشت و مقرر شد علاوه بر نمایش پوسترهای برگزیده تئاتر ایران، از کارگردانان برجسته هنر نمایش که در سفارش و طراحجی پوستر نمایش‌هایشان حساسیت داشته و این موضوع برایشان دارای اهمیت بود هم به عنوان سفارش دهند‌گان پوشتر تئاتر تقدیر شود. از همین روی از دکتر علی رفیعی، حمید سمندریان و نصرالله قادری به عنوان ۳ کارگردان مطرح تئاتر که با طراحان برگزیده‌ای کار می‌کرده و بر اهمیت طراحی پوستر تئاتر تاکید داشتند، قدردانی به عمل آمد.

در دهمین دوسالانه جهانی پوستر طراحان گرافیک از ۳۱ کشور شامل آلمان، استونی، ایران، اوکراین، استرالیا، ایتالیا، امارات متحده عربی، اندونزی، افغانستان، آمریکا، بلاروس، بلژیک، اروگوئه، تایوان، ترکیه، چین، چکسلواکی، روسیه، ژاپن، سوئیس، صربستان، فنلاند، قبرس، قطر، فرانسه، کره شمالی، کره جنوبی، کرواسی، لهستان، مجارستان و هنگ‌کنگ حضور داشتند.

در این دوسالانه از میان آثار رسیده در مجموع ۳۱۹ اثر (۱۸۴ اثر در بخش اصلی و ۹۰ اثر در بخش موضوعی و ۴۵ اثر در بخش جنبی پوسترهای تئاتر) در نمایشگاه ارائه شد.

از ۱۸۴ اثر بخش اصلی، ۵۵ اثر ایرانی و ۱۲۹ اثر خارجی را شامل می‌شد و ۹۰ اثر موضوعی هم،۲۹ اثر ایرانی و ۶۱ اثر خارجی را در بر می‌گرفت.

 

قباد شیوا و علی وزیریان از ایران به همراه انریک جاردی از اسپانیا، سابینا اوبرهولزر از سوئیس و ریتا بروسیلا از فنلاند هم ترکیب ۵ نفره هیأت داوران دهمین دوسالانه جهانی پوستر تهران را تشکیل می‌دادند.

در متن بیانیه نمایشگاه در مورد ضرورت برگزاری این دوسالانه آمده بود: ” در دنياي امروز، انسان‌ها‌ بيش از هر عصر ديگر، علي‌رغم فاصله‌هاي بسيار زياد مكاني با همديگر در يك ارتباط بصري و يا تصويري هستند. هر ملتي براي بيان هويت فرهنگي خود مي‌كوشد تا فضايي متناسب با مؤلفه‌هاي بصری كه معرف ساختار فرهنگي خودش باشد به وجود آورد. به عبارتي آرايش و سيماي بصري هر جامعه، نمود و جلوه‌اي از ساحت فرهنگي آن ملت است كه در مقابل ديد ناظران به نمايش در مي‌آيد. در اين حوزه، فرهنگ‌هايي موفق‌ هستند كه براي جلوه‌هاي بصري و رسانه‌اي خويش تدابيري جدي انديشيده باشند.

براي كشوري مثل ايران كه ريشه در تاريخي كهن دارد، شناخت كهن الگوهايش، به عنوان معيار هويت بخشي امري اجتناب ناپذير مي‌نمايد، چراکه شناخت اصول و روش‌هاي به‌كارگيري مؤلفه‌هاي بصري باعث مي‌شود هنرمندان بتوانند آثاري خلق كنند كه ضمن ايجاد فضايي نو و بديع، به سنت‌هاي بصري خود نيز پاي‌بندباشند. هنرمندان ايراني در طول تاريخ نشان داده‌اند كه چگونه در كنار شيوه‌هاي رايج زمان و توجه به علوم روز، با دركي جامعه‌شناسانه و نگاهي زيباشناسانه، در آرايش و ساختار بصري فرهنگ خويش هوشمندانه عمل مي‌كنند. در اين خصوص، هنرمند فضاي بصري را به گونه‌اي آرايش مي‌دهد تا همه اضطراب‌ها و وسوسه‌ها را از ميان بردارد و به جاي آن، نظم و نظامي را بيافريند كه مبيّن توازن، صفا و آرامش باشد.”

در متن و نوشته‌ای دیگری هم تعریف و توجه به کاربرد پوستر مد نظر قرار گرفت:”انسان‌ امروز بيش از هر زمان ديگر در تماس مستقيم با ارتباطات گوناگون بصري با ديگر فرهنگ‌ها است. اين ارتباطات در كمترين زمان ممكن صورت مي‌گيرد و شايد به همين دليل عصر حاضر را «عصر ارتباطات» ناميده‌اند. در اين ارتباط تنگاتنگ، ملت‌ها، زبان‌هاي سنتي و حتي تخصصي هم، ديگر يكه‌تاز اين ميدان نيستند و در چنين وضعيتي شايد بيش از همه، عناصر بصري مي‌توانند كارآمد باشند امروز هنر ارتباط تصويري (گرافيك) عهده‌دار ارتباط بصري در قلمرو وسيع خويش است. هنرمندان عرصه گرافيك مي‌كوشند با طراحي يا انتخاب تصاوير و نوشته‌ها، با در كنار هم قرار دادن آن‌ها، اثري را بيافرينند كه اين اثر علاوه بر رعايت اصول مباني و کيفيت بصري، پيام واضح و روشني را در اختيار مخاطبين قرار دهد. به‌طوركلي به آن دسته از آثار تصويريِ قابل انتشار، شامل نشانه(آرم)، طراحي حروف، پوستر، مصور سازي و… كه با عملكرد بصري خود، پيام يا اطلاعات خاصي را به مخاطبان خود ارائه مي‌دهند، «هنر گرافيك» اطلاق مي‌‌شود. بنابراين در وادي ارتباطات بصري، هنر گرافيك از جايگاه ويژه‌اي بر خوردار است كه با عملكردهاي خود، پيام، اطلاعات و يا دستورالعمل خاصي را به صورت تجسمي ارائه مي‌کند.يكي از مهم‌ترين شاخه‌هاي هنر گرافيك، پوستر(اعلان) است. طراحي اعلان عموماً بر روي يك طرف كاغذ به گونه‌اي است که شكل(عنصر تصويري) و نوشته به صورتي واحد، ايفاي نقش کرده و با جاذبه‌هاي زيبا شناسانه خاص خود، چشم مخاطبين را به سوي خود جلب نموده و پيامي را ارائه و يا ترويج کند. پوسترها در شمارگان زيادي تكثير و سپس براي اعلام پيام مورد نظر، در محل هاي عمومي نصب و به نمايش گذاشته مي‌شوند.با مقايسه و بررسي پوستر‌هاي ايراني مشاهده مي‌شود كه در بسياري از موارد، عناصر و الگوهاي كهن (سنتّي) در اين آثار حضور جدي دارند. از طرفي هم هنرمندان غالباً با حفظ ويژگي‌هاي هنري خويش، ضرورت توجه به هنر مدرن را كه در فرهنگ و هنر معاصر رسوخ كرده ناديده نگرفته‌اند. هنرمند با شناخت ميراث هنري خويش، به هنر غرب از منظر فرهنگ و سنت خود نگاه مي‌كند و با اين گزينش، سعي در بازسازي و به روز‌كردن ميراث كهن خويش دارد. به عبارتي ديگر، هنرمند، آموزه‌هاي هنري خود را منطبق بر ارزش‌ها و سنـت‌هـاي بومي تعديل مي‌کـند. ويژگي‌هايي چون ايجاز و تجريد، مقوله زيباشناسي، دخل و تصرف در طبيعت اشكال و نمادگرايي از شاخصه‌هايي است كه هنرمندان ايراني طي اعصار با دانش و مهارت هنري به آنها دست يافته‌اند. اين اصول و ارزش‌ها مي‌توانند با شاخصه هاي هنر معاصر هماهنگي كاملي را فراهم ساخته و قابليت احياء و به كارگيري صحيح را به وجود آورند. بنابراين توجه به شناخت زبان و بيان «هنر نو» كه امروزه در هنر معاصر حضور انکارناپذيري دارد ضروري و لازم است. تاريخ به ما مي آموزد كه با شيفتگي و تعلق خاطر بيش از حد نسبت به ميراث گذشته خود و يا با تقابلي متعصبانه با هنر مدرن نتيجه اي حاصل نمي‌شود و با شناخت و عبور از آن است كه مي‌توان با انتخابي شايسته، شرايط بازسازي و به روز كردن ميراث هنري خويش…”

مراسم پایانی دهمین دوسالانه پوستر تهران با حضور معاون هنری وزیر ارشاد، مدیر کل تجسمی و مدیر کل هنرهای نمایشی برگزار و در آن علاوه بر برگزیدگان دوسالانه، از سه چهره تئاتری یعنی دکتر علی رفیعی، حمید سمندریان و نصرالله قادری تقدیر شد. در این مراسم از دو هنرمند پوسترسازی هنر نمایش مرتضی اتابکی و امیر اسمی و در بخش اصلی از محمود بازدار، کاری پیپو از فنلاند، وان کوکولیچ از کرواسی، لکس دروینسکی از آلمان و یوشیرو کاتو از ژاپن تقدیر شد. جایزه سفر ونیز به محمدمهدی راضی  رسید و محمد جمشیدی جایزه سوم، لزچک زبروسکی از لهستان جایزه دوم و گاکو اوسوکی از ژاپن جایزه اول را دریافت کردند. در بخش موضوعی از امین سلامی، لئو لین از تایوان، محمدصابر شیخ‌رضایی، زین وو از چین، من دلای از چین تقدیر شد و جایزه سفر ونیز به سیدهنگامه میرباقری رسید. الزبیتا چوجنا از لهستان، هیرویوکی ماتسوئیشی از ژاپن و لیوژنگ فا و یانگ جیه از چین به ترتیب جوایز سوم تا اول را از آن خود کردند.

متن زیر هم به عنوان مقدمه کتاب دهمین دوسالانه پوستر تهران منتشر شد:

دوسالانه به مثابه آموزش و محک

در اين كه طي ساليان اخير، صنعت و فرهنگ در كشور ما پيشرفتي قابل انكار داشته‌اند، ترديدي نيست. اما در اين هم ترديد نيست كه اين مقولات نمي‌تواند موضوع بحث ما باشد، مگر آن كه به اين شكوفايي اقتصادي و فرهنگي، از دريچه‌ي تبليغات و عرضه و نمايش بگذاريم؛ آن وقت است كه پاي مخاطب و خريدار براي هر كالايي، حتي كالاهاي فرهنگي و به عنوان نمونه همايش‌ها و جشنواره‌ها ـ به ميان مي‌آيد. در اين جاست كه تبليغ و انواع آن ـ كه پوستر و تصويرسازي از نمونه‌هاي شاخص آن است ـ اهميت و اولويت ويژه‌اي مي‌يابد. اين همان اتفاق فرخنده‌اي است كه با پيشرفت‌هاي تكنولوژيك و صنعتي و فرهنگي در كشور ما روي داده است. يعني پا به پاي اين شكوفايي و رونق، عرصه‌ي تبليغات به طور عام و طراحي پوستر و ايلوستراسيون به طور خاص، شكوفا شده و رونق يافته است؛ چرا كه هر توليد صنعتي و هر رويداد اجتماعي، فرهنگي و هنري، نيازمند معرفي و تبليغ بوده است. اين تبليغات در عرصه‌ي پوستر، از محصولات غذايي و لوازم خانگي را در بر مي‌گيرد تا انواع كنفرانس‌ها، همايش‌ها و حتي خود همين دهمين دوسالانه جهاني پوستر تهران را كه براي به چشم آمدن، نيازمند پوسترسازي بوده است. بايد به اين اتفاقات، گسترش كمّي و كيفي سينما و تئاتر ايران را افزود كه بسيار نيازمند معرفي خود از طريق انواع ابزارهاي تبليغي و مشخصاً پوستر بوده است.

همه‌ي اين تغيير و تحولات طي ساليان اخير، دست به دست هم داده‌اند كه صنعت – هنر پوستر و تصويرسازي در كشور ما رشدي همه‌جانبه را تجربه كند. اما بديهي است كه اين رشد، به معناي رسيدن به نقطه‌ي آرماني نيست؛ به دو دليل ـ نخست اين‌كه اساساً بخش هنري پوسترسازي، همواره دستخوش نوآوري و ابتكارات جديد است و هيچ‌گاه در نقطه‌اي ثابت نمي‌ماند. دوم اين‌كه پوستر و تصويرگري در كشور ما، همانند خود صنعت و تكنولوژي، پديده‌اي نوپاست و با همه‌ي جهش‌ها و درخشش‌هايي كه در آن ديده مي‌شود، نيازمند پيمودن راهي طولاني‌تر است تا به جايگاهي مستحكم و رفيع برسد. به اين دليل كه همانند خود صنعت، بخشي از ايلوستراسيون و تصويرسازي نوين، پديده‌اي وارداتي است كه آموزه‌ها و الگوهاي نخستين آن، از فراسوي مرزها به اين سوي آمده است. بنابراين، نيازمند بومي‌سازي و مطابقت يافتن با علايق و سلايق بصري مخاطبان ايراني است. از سوي ديگر هم نوپا بودن اين صنعت ـ هنر، باعث شده است كه بحث آموزش آن با كاستي‌ها و نواقصي همراه باشد. به گونه‌اي كه از هنرمندان اين عرصه،‌ عده‌اي به شكل آكادميك در مؤسسات آموزشي خارج و داخل كشور آموزش ديده‌اند، عده‌اي ديگر به شكل تجربي و خودجوش وارد اين عرصه شده‌اند و برخي نيز با حضور در كارگاه‌ها و آموزشكده‌هاي خصوصي، آموزه‌هاي ساخت و ساز پوستر را فراگرفته‌اند، به همين خاطر، نوعي ناهمگوني در محصولاتي كه توسط اين هنرمندان خلق مي‌شود، به چشم مي‌خورد. در اين جاست كه رويداد مهمي مانند دهمين دوسالانه‌ي جهاني پوستر تهران، مي‌تواند به عنوان محكي جدي وارد كارزار شود. بدين شكل كه گروه‌هاي مختلف پوسترسازان ـ كه هر كدام به شيوه و طريقي وارد اين عرصه شده‌اند ـ عيناً و عملاً خواهند ديد كه آموزه‌ها و تعاليمي كه ديده‌اند، راه به كجا برده است. اين اتفاق براي استادان و پيشكسوتان اين عرصه هم قابل اجراست كه به وضوح دريابند آموزه‌ها و تعليمات‌شان به هنرجويان نسل‌هاي بعد از خود، در قياس با همتايان خارجي آن‌ها در كجا قرار مي‌گيرد و چه امتيازي را كسب مي‌كند. داوري‌هاي صورت گرفته جمعي از نبخگان و استخوان خردكرده‌هاي اين عرصه هم مانند چراغ روشني است كه در نهايت نشان خواهد داد هنرمندان ايراني به چه جايگاهي در عرصه‌ي خلق پوستر رسيده‌اند.

با اين همه، بديهي است كه دهمين دوسالانه‌ي جهاني پوستر تهران، به منزله‌ي پايان راه و شفاف‌شدن نقاط قوت و ضعف ما در اين عرصه نيست، بلكه درست به عكس، ابتداي راهي است كه كاستي‌ها را نشان مي‌دهد تا برطرف شود و برتري‌ها را نيز به نمايش مي‌گذارد تا قوت و گسترش يابد. از همين روي، بايد به اين دوسالانه و ساير رويدادهايي با اين گستردگي و تنگاتنگي در رقابت، به عنوان سكوي پرشي نگاه كرد كه ضمن نشان دادن جايگاه پوستر ما و تأثيرات بحث مهم آموزش در آن، انگيزه‌اي براي هنرمندان پرتلاش و هوشمند كشور فراهم مي‌كند تا خود را به معيارهاي جهاني در اين عرصه نزديك كنند. ترديدي هم نيست كه اين فرآيند، جز با چشماني باز و تيزبين، ذهني روشن و آماده‌ي دريافت ايده‌ها و شيوه‌هاي نو، به همراه اهتمام بسيار جدي‌تر به مقوله‌ي آموزش، روي نمي‌دهد؛ اين هم همان چيزي است كه در طراحان و تصويرگران و پوسترسازان كشور ما به وضوح رؤيت مي‌شود و اميد است كه ماحصل آن در دهمين دوسالانه‌ي جهاني پوستر تهران به بار بنشيند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 7 =