نمایشگاهی در نگارخانه لاله

ممیزی در هنرهای تجسمی

گفت‌وگویی قدیمی با من درباره ممیزی و سانسور که توسط دوست خبرنگاری انجام و تنظیم و آماده شد و البته منتشر نشد!

 

ممیزی در هنرهای تجسمی

ممیزی چیست و چه تفاوتي با سانسور دارد؟

واژه‌ی سانسور، واژه‌‌ای قدیمی است و به حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد برمي‌گردد. در آن زمان يك قاضي با نام سانسور وجود داشته كه به تفتيش و بازرسي اذهان و افكار و كردار و رفتار مي‌پرداخته است. اگر در تعاريف فرهنگ لغات فارسي هم جستجو كنيم، معادل بازرسي، مميزي و بررسي براي آن استفاده شده است. در تعريف سانسور مي‌توان گفت هر آن چيزي كه قبل از ارائه مورد بررسي و تغيير و تحول قرار بگيرد، در زمره اين بحث قرار مي‌گيرد. تفتيش متن سخنراني قبل از بيان و تفتيش و بررسي كتاب و روزنامه قبل از چاپ نمونه‌هايي از اين دست هستند. در مورد آثار هنري هم مي‌توان گفت كه بررسي و بازرسي و مميزي هر اثر هنري قبل از ارائه نمايشگاهي و عمومي در تعريف واژه سانسور مي‌گنجد. در لفظ اجتماعي به كساني كه عامل اجراي اين امر هستند به صورت توهين‌آميز سانسورچي و به شكل رسمي مميز و يا بازرس و بررسي كننده مي‌گويند. ممیزی در ایران هم تاریخش به زمان ساسانیان بر می‌گردد و شکل رسمی‌ترش دوره‌ی قاجار بوده است. اگر اشتباه نکنم در زمان ناصرالدین شاه، اولین روزنامه‌ به نام روزنامه‌ی دولت علیه‌ی ایران منتشر شد که در آن زمان یک شخص خارجی که کارگزار انگلیسی بود وظيفه داشت که این روزنامه را قبل از چاپ بررسی کرده و مجوز چاپ بدهد. بعد از ناصرالدین شاه و حتی در دوران پهلوی هم ممیزی شکل بسیار جدی به خودش گرفته بود. در جايي مطلبي خواندم كه اشاره داشت به شدت سانسور در عهد قاجار و عنوان شده بود كه طي يك بخش‌نامه به شاعران و اديبان گفته شده بود كه در آثارشان عاشق حق گله‌گذاري از معشوق را ندارد!

بنابراين ممیزی به قضایای سیاسی و مسائل اجتماعي بسنده نمی‌کرد و به شدت در مقوله فرهنگ و هنر هم وارد مي‌شد. در آن موقع اداره سانسور به نام وزارت انطباعات شکل گرفت که خیلی سفت و سخت به سانسور به خصوص در مقوله‌هاي فرهنگ و هنر مي‌پرداخت. البته در اين حوزه، مميزي بيشتر در عرصه رسانه‌ها، روزنامه‌ها، كتاب‌ها و سينما شدت بيشتري داشته و دارد.

در حوزه هنرهای تجسمی ممیزی به عهده کدام نهاد است؟

متولی رسمي هنرهای تجسمی، مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.  ولی در کنار اين مركز، نهادهای موازی هم شکل گرفته که در عرصه هنرهای تجسمی فعاليت دارند. مثل مرکز هنرهای تجسمی حوزه‌ی هنری، امور هنرهای تجسمی سازمان فرهنگی هنری شهرداری و بسياري از نهادها و مؤسسات ديگر. هر كدام از اين‌ها بر اساس بايدها و نبايدها و سياست‌هاي خرد و كلان خود بررسي آثار تجسمي را عهده‌دار هستند. اما غير از كارشناسان مراكز، نهادهاي مراقبتي و حراستي و انتظاماتي شكل گرفته در سازمان هاي مافوقشان هم به نوعی کار ممیزی رو انجام می‌دهند. به تعبيري هيچ‌كدام از اين مراكز به شكل رسمي وارد عرصه مميزي نمي‌شوند و بازرسین و نيروهاي حراست آن سازمان‌ها در اين امور وارد مي‌شوند. مثلا اگر نمایشگاهی توسط مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شود یک نگاه خاص براي انتخاب آثار حاكم مي‌شود اما در كنار مركز، اداره کل حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم نماينده‌اي براي بازرسي آثار در آن مركز دارد.

ما پیش از انقلاب وزارت فرهنگ و هنر داشتیم اما حالا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داریم. فکر نمی کنید ممیزی برگرفته از همین تفکر ارشاد باشد؟

ممکن است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمرکزش بیشتر بر جنبه‌هاي ارشادي است تا مقوله‌هاي فرهنگي. یعنی بار ارشادی وزارت‌خانه بسیار قوی‌تر است. چنانچه در تمامی نمایشگاه‌هایی که وزارتخانه برگزار می‌کند – مثل همین نمایشگاه قرآن- بار فرهنگی‌اش بسیار کمتر است. یعنی آن گونه که باید، بر روی فرهنگ‌سازی کاری صورت نمی‌گیرد. مثلا خوشنویسی قرآن، کتاب‌آرایی اسلامی، مصورسازی، محصولات هنری قرآنی درجه یک و … مد نظر نیست و بیشتر صورت ظاهری و شکل نمایشگاه اهمیت دارد. حالا فرض کنید همین نمایشگاه قرآن به یک نمایشگاه کاملا هنری برگزار شود و فراتر از شکل و ظاهر،  بخواهیم کارهای بیشتری در حوزه محتوا انجام دهیم. شاید این قسمت ربطی به موضوع گفت‌وگوی ما نداشته باشد، اما چون در نمایشگاه قرآن نشستیم خواستم نمونه‌ای از نگاه سطحی وزارت‌خانه را مثال بزنم.

در هر حال به نظرم ممیزی اصلی در عرصه‌ی سینما و در عرصه‌ی مطبوعات متمرکز است و کمتر به حوزه‌ی هنرهای تجسمی و به ویژه نقاشی ورود می‌شود. البته این حرف به این معنا نیست که در شاخه هنرهای تجسمی ممیزی وجود ندارد.

_ ممیزی بر مبنای بخشنامه است یا تشخیص ممیز؟

بر اساس قانون باید بر مبنای بخشنامه باشد ولی تا جایی که من اطلاع دارم -شاید اطلاعات من اندک باشد- بخش‌نامه‌های مشخص و شفافی نداریم و خود شخص ممیز یا بازرس یا سانسورچی تعین‌کننده است.

_ یعنی سلیقه‌ای برخورد می‌شود؟

بله. به نظر بیشتر مواقع این گونه است. بخش اعظمی از ممیزی ما سلیقه‌ای و بخشی هم بر اساس شرایط اجتماعی است. به هر حال شرایط اجتماعی و شرایط سیاسی روز به سرعت روی ممیزی تاثیر می‌گذارد. ممکن است الان یک اتفاق سیاسی رخ بدهد و هنرمند بخواهد با موضوع آن،  اثری را در قالب نقاشی و یا پوستر و حتی کاریکاتور کار کند، در همان فضای ارائه اثر به سرعت ممیزی صورت می‌پذیرد، در صورتی که ممکن بود سه ماه پیش و قبل از این که آن  اتفاق رخ دهد، نمایش و ارائه اثر منعی نداشته است.

 _ آیا با تغییر دولت‌ها ممیزی تغییر می کند یا خیر؟ چرا؟ 

بله. با تغییر دولت، وزیر، معاون وزیر، مسئول مرتبط بخش ممیزی-یا بازرسی و نظارت-  و در نهایت بازرس و …  قوانین ممیزی هم تغییر خواهد کرد. چرایی آن هم به سیاست‌های ابلاغی، نگرش حاکمیتی، سلیقه و تفسیر عوامل اجرایی مرتبط است.

_ آیا ممیزی صرفا بر آثار ارائه اثر یا آثار اعمال می‌شود یا هنرمندان نیز ممیزی می شوند؟ در صورت مثبت بودن پاسخ با ذکر نمونه بیان فرمایید؟

فکر می‌کنم هر دو صورت را شاهد بوده‌ایم. ممیزی بیشتر مبتنی بر اثر بوده اما در موارد متعددی که نمی‌خواهم نام ببرم، هنرمند شاخصی بوده که با نظر و نگاه و سلیقه‌ی بازرس و صنف هم صدا نبوده و نامش باعث شده که آثارش با دقت و حساسیت بیشتری از منظر ممیزی دیده و بررسی شود. عکس این فرآیند هم صادق است. به طور مثال اگر هنرمندانی که از آن‌ها به عنوان هنرمندان انقلاب یاد می‌شود اثری خلق کنند و در مواردی هم موضوع ممیزی داشته باشد؛ حساسیتی نشان داده نمی‍شود و از کنارش می‍گذرند. چون خود نام هنرمند موضوع را پوشش می‌دهد. اگر چه بیتر آثار ممیزی می‌شود، اما نام هنرمند به همراه سوابق، طرز فکر، اندیشه، نگرش، رویکرد و کنش اجتماعی او نیز برای امر ممیزی بسیار مهم است.

 _ موافقان و مخالفان ممیزی معمولا چه کسانی هستند؟

این هم بحث تاریخی دارد.  ممیزی از همان ابتدا همواره موافق و مخالف داشته است. سقراط مخالف ممیزی بوده و شاید از همین روی حکم به ارتداد و اعدامش دادند و در همان زمان، افلاطون که شاگرد سقراط بوده؛ موافق ممیزی بوده و اصولا معتقد بوده که هر اثر هنری مخصوصا دراماتیک و نمایش اگر بدآموزی داشته و یا اگر نکات رذیله‌ی اخلاقی را نمایش دهد، باید ممیزی شود.

این بحث منحصر به همه دوره‌هاست. قبل و بعد انقلاب، در همه هنرها، در تمام کشورها، در کلیه موضوعات و… موافقان و مخالفان ممیزی بوده و هستند و از زوایای مختلف نکات خود را تبیین می‌کنند. جمله‌ای را به نقل از رضا براهنی در حوزه ادبیات در خاطر دارم که می‌گفت: ما قبل از انقلاب یک جوری می‌نوشتیم که ساواک نفهمد و مردم بفهمند و دقیقا هم بر‌عکس می‌شد. مردم متوجه پیام ما نمی‌شدند و ساواک برای همان نوشته دستگیرمان می‌کرد.

گاهی هم هنرمندان خودشان خودسانسوری می‌کنند و قبل از ارائه اثر، مواردی که ممکن است ایجاد حاشیه و یا حساسیت کند را حذف می‌کنند. در این‌باره می‌شود خیلی حرف زد. می‌توانیم  نظریات فروید و یونگ را بررسی کنیم که راجع به شکوفایی هنرمند حرف می‌زنند و این‌که هنرمند وقتی با مانعی مواجه می‌شود چگونه برخورد کند، ازآن مانع گریز پیدا کند، یا با مانع هم‌سو شود و بسیاری دیگر که در این فرصت کوتاه جای مطرح کردنشان نیست.

   _ آیا شکل‌ها یا فرم‌هایی وجود دارند که با وجود مغایر نبودن محتوایشان اجازه‌ی نشر پیدا نکنند؟

یک وقت هست ما روی هنر و نقاشی آبستره بررسی می‌کنیم و از روی شکل نمی‌توان گفت که این کار شرایط نمایشگاهی ندارد، مگر این که شکلی را تداعی کند و یا نمادی را در ذهن متبادر سازد.

تصویر مرحوم مدرس روی اسکناس ۱۰ تومانی، لوگوی روزنامه تهران امروز و نمونه‌هایی مثل این‌ها می‌تواند مثال خوبی باشد. آثار و تصاویری که مدت‌های زیادی منتشر و استفاده می‌شد تا این‌که شخصی از میان آن‌ها نماد و شکل و فرم دیگری را تجسم و منتشر کرد و همان هم مبنای ممیزی قرار گرفت و انتشار آن متوقف و اجبار به تغییر شکل داده شد.

با این مثال می‌توان گفت که فرم و شکل به تنهایی عامل ممیزی نیست، ولی برداشتی که از شکل صورت می‌گیرد، می‌تواند عاملی برای ممیزی شود.  

 _ در هنرهای تجسمی کدام فعالیت‌های هنری ملزم به کسب مجوز است؟ و بر کدامشان ممیزی انجام می‌شود (نمایشگاه‌ها, کتب فلسفه هنر, کتاب‌های مجموعه آثار..)؟

بیش از همه، ممیزی بر روی آثاری صورت می‌گیر‌د که قرار است منتشر شود.  چون آثار نمایشگاهی دوره‌ای است و به اصطلاح تاریخ مصرف دارد. از سویی مخاطبانش هم بسیار کمتر است و بعد از نمایشگاه هم خیلی در ذهن سپرده نمی‌شود.

در یک دوره و بعد از این‌که در یکی دو نمایشگاه مشکلات و حاشیه‌هایی به وجود آمد، مرکز هنرهای تجسمی بخشنامه کرد که همه نگارخانه‌ها قبل از هر نمایشگاه، تصویری از تمام آثار را به مرکز بفرستند تا آثار بررسی شود و برای هر نمایشگاه مجوز جداگانه‌ای صادر می‌کرد. در دوره دیگری هم این کار به خود مدیران نگارخانه سپرده شد.

_آیا ممکن پس در زمان برگزاری نمایشگاه هم مانع از ادامه‌ی نمایش آثار شوند؟

بله. چند موردی را در خاطر دارم که این گونه بوده است. به هر حال ناظر و نماینده و بازرسی وجود دارد که به طور پراکنده از نگارخانه‌ها بازدید می‌کند و معیارها و ملاک‌ها را می‌سنجد. ممکن است نمایشگاهی آثاری را ارائه کند که از نظر ناظر مورد تایید نیست. بنابراین نمایشگاه متوقف می‌شود و در صورت ادامه حتی ممکن است که مجوز نگارخانه هم باطل شود.

_آمار ممیزی در حوزه‌های مختلف( گالری‌ها‌، کتب، آثار…..) چگونه است؟ هم از نظر تعداد آثاری که اقدام به دریافت مجوز نشر می‌کنند و هم به لحاظ تعداد آثاری که موفق به دریافت مجوز می‌شوند و یا آن‌هایی که موفق  نمی‌شوند؟

آمارها در اختیار نهاد متولی است. مرکز هنرهای تجسمی آمار نگارخانه‌ها و نمایشگاه‌ها را در اختیار دارد و حوزه نشر هم در اختیار بخش دیگری از وزارتخانه است. آن‌چه که ما می‌دانیم بر اساس دیده‌هاست. نمایشگاه‌ها و آثاری که می‌بینیم و مواردی که شاهد لغو مجوز و یا توقف برگزاری هستیم.

_آیا ممیزی بر سطح کیفی آثار تأثیر دارد؟

به نظرم به هیچ وجه. این سوال می‌تواند از چند منظر پاسخ داده شود. یک این که آیا فرد ممیز یا به اصطلاح سانسورچی به کیفیت آثار هم نگاه می کنه یا نه؟ کسی که مامور بازرسی و ارزیابی است اصولا نگاه هنری ندارد و کیفیت را نمی‌شناسد. معمولا سانسور با موضوع شکل می‌گیرد و خطوط   اجتماعی و سیاسی غالب است و نگاه هنری اهمیتی ندارد. از طرفی هم معمولا سطح سواد بازرسان در این مورد بسیار نازل است و کارمندان بازرسی و حراست مسئول این کار هستند.

از سویی هنرمند با تسلط به ابزار هنر می‌تواند خطوط سانسور را دور بزند. فروید می‌گوید هنرمندان تنها انسان‌هایی هستند که به شکوفایی مطلق می‌رسند. یعنی هر انسانی که اگر در یک جنبه‌ی شکوفایی دارد، طبق نظر روانشناسانه‌ی فروید -که یونگ هم بعدها این مسئله را تایید کرده است- هنرمندان افرادی هستند که به شکوفایی محض می‌رسند و این هم در خلاقیت‌شان ریشه دارد. هنر مبتنی بر بداعت و خلاقیت است و بنابراین وقتی هنرمند تجسمی با سانسور مواجه می‌شود با بهره‌مندی از عناصر و سواد بصری -هر طور که هست- موضوع و مفهوم را منتقل می‌کند. مگر هنرمندی که خودسانسوری کند و نخواهد موضوعی را منتقل کند که آن هم ارتباطی به سطح کیفی اثر ندارد. اگر نه که با نماد و زبان و اشارات هنری و به خدمت گرفتن رنگ و فرم و نور و المان‌ها و موتیف‌های تصویری می‌شود از سد سانسور گذشت. چرا که افراد ممیز فقط برداشت سطحی و اولیه خود را ملاک ممیزی می‌دانند. در هر حال به نظرم سانسور تاثیری بر کیفیت آثار هنری نداشته و ندارد.

_آیا سانسور روی بازار هنر تاثیر گذاشته است؟

در این مورد پاسخم مثبت است. بازار هنر با فرهنگ‌سازی ارتباط مستقیمی دراد. اگر معیشت هنرمند تامین شود،  بازار هنر شکل بگیرد،  فرهنگ خرید و فروش آثار هنری اشاعه یابد و … امرار معاش هنرمند هم  درست خواهد شد.

بازار هنر و سانسور بر روی هم تاثیرگذارند.  الان بازارهای هنری بسیار محدود و در مواردی هم به اصطلاح زیرزمینی است. بنابراین سفارش‌دهنده و خریدار هر اثری را که بپسندد سفارش می‌دهد و یا خریداری می‌کند و هنرمند هم که از راه هنرش امرار معاش دارد و در این داد و ستد هم فرآیندی به نام ممیزی نیست.

ضمن آن‌که در مواردی پیش آمده که آثاری که در نمایشگاه‌ها و حتی حوزه نشر و یا تولید محصول با ممیزی مواجه بوده، در بازار هنری با اقبال و هزینه بالاتری مواجه شده است. شاید بتوان گفت ممیزی در بازار هنر مربوط به خریداران احتمالی بخش دولتی باشد اگر نه چه بسا آثاری که خطوط قرمز ممیزی را دارد استقبال بهتری هم داشته باشد و بازار بهنری هم از منظر عرضه و تقاضا پیش روی آن باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 3 =