حجج اسلام محمد علی زم و شهاب مرادی در دیدار با هنرمندان

روحانیت و هنر؛ خیلی دور، خیلی نزدیک

روزگاری شمس لنگرودی، شاعر و پژوهنده نام‌آشنا نقل می‌کرد که در ایام کودکی یا نوجوانی از پدر بزرگوارش پرسیده است که شعر یعنی چه؟ پدرش هم که آیت‌الله جعفر شمس لنگرودی بوده و امام جمعه لنگرود، در پاسخ گفته بود پسرم شعر مثل عطر لیموست؛ قابل تعریف نیست و فقط باید احساسش کنی.

این مکالمه که نقل به مضمون در این جا آمد، نمونه‌ای است از شناخت عمیق یک روحانی از دنیای شعر و شاعری. اما نکته در اینجاست که مرحوم آیت‌الله جعفر شمس لنگرودی تنها چهره‌ای در میان علما نیست که به درک و دریافتی ژرف از شعر و ادبیات دست یافته و می‌توان چهره‌های برجسته دیگری نیز در این عرصه یافت. برخی از آنان که از نزدیک دستی بر آتش شعر داشته‌اند و دیوانی از اشعار خود به یادگار گذارده‌اند، از جمله آیت‌الله غروی اصفهانی،  میرزا حبیب خراسانی و البته بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام راحل (ره).  برخی نیز سروده‌هایی نغز در میان مواریث گرانقدرشان به چشم می‌خورد، بی آنکه تبدیل به دیوانی مستقل شده باشد، مانند علامه طباطبایی(ره) و علامه حسن­زاده آملی. حضرت آیت­الله خامنه­ای رهبر هنردوست انقلاب اسلامی ایران نمونه برجسته و معاصر روزگار ماست که به حوزه شعر و ادب اشراف کامل دارد. 

در میان قله‌های رفیع ادب‌پژوهی نیز به چهره‌هایی برجسته برمی‌خوریم که تحصیلات حوزوی را تا بالاترین مدارج طی کرده‌بودند، اگرچه لباس روحانیت به تن نداشتند، از جمله علامه جلال‌الدین همایی، دکتر سیدمهدی محقق، زنده‌یاد دکتر سیدجعفر شهیدی و دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی.

سید علی­اکبر گلستانه از مفاخر خط شکسته­نستعلیق نیز از روحانیون و علمای روزگار خود بوده است. مرحوم آیت‌الله سید مرتضی نجومی هم از دیگر سرآمدان در زمینه خوشنویسی به ویژه خط ثلث است که آثار فاخری از خود به یادگار گذاشته است. همچنین باید نام برد از استاد زنده­یاد حجت­الاسلام حبیب­الله فضائلی، حجت­الاسلام سید جعفر کشفی، حجت­الاسلام سید محمد شفیعی مازندرانی و …

دکتر ایرج نعیمایی، استاد خوشنویسی و نظریه‌پرداز در عرصه موسیقی از دیگر چهره‌های سرشناسی است که دروس حوزوی را به پایان رسانده است. با نگاه و جستجویی دیگر هم می­توان فهرستی از سرآمدان عرصه هنر و ادب یافت که در خانواده­ای روحانی پرورش یافته­اند. علاوه بر شمس لنگرودی که در آغاز نوشتار خاطره­ای از او نقل شد از زنده­یاد تاج اصفهانی نام­ می­برم که از سرآمدان صاحب سبک آواز اصیل ایرانی و فرزند شیخ اسماعیل تاج­الواعظین بوده است.

حجت­الاسلام سید محمد خاتمی، حجت­الاسلام محمد علی زم، حجت­الاسلام محمدی عراقی، حجت­الاسلام شهاب مرادی، حجت­الاسلام سید مهدی خاموشی و … از جمله روحانیانی هستند که سوابق مدیریت فرهنگی و هنری در فعالیتهایشان دیده می­شود.

می‌توان همچنان بر این فهرست افزود و از روحانیونی سخن گفت که دستی در شعر و هنر دارند یا  نام هنرمندان و ادیبانی را به میان آورد که در حوزه‌های علمیه به کسب دانش و معرفت دینی پرداخته‌اند. اما تا همین جای نیز صورت مساله گویاست و از کثرت چهره‌ها در این عرصه حکایت می‌کند. با این همه، این واقعیتی آشکار است که از ظرفیت‌ها و دانش و درک روحانیون در زمینه هنر و ادب کمترین بهره برده شده است. حال آنکه نباید و نمی‌توان از این موضوع مهم غفلت کرد. اهمیت این مقوله وقتی بارزتر و برجسته‌ترمی‌شود که به عنوان مثال، کتاب «هنر مقدس» تیتوس بورکهارت را به یاد آوریم. بورکهات در این کتاب که با ترجمه استاد جلال ستاری به فارسی بازگردان شده، بخشی را به هنر اسلامی  اختصاص داده است. «هنر اسلامی؛ زبان و بيان»، «درآمدی بر آیين تصوف» و  «مبانی هنر اسلامی» از دیگر آثار  این متفکر سنت‌گرای آلمانی است که در بازار نشر ما هم موجودند و عناوین‌شان گویای محتوای آنهاست. حال نکته در اینجاست که چرا در تشریح و تبیین هنر قدسی یا هنر دینی با محوریت اسلام، تنها باید به اندیشمندی از غرب اکتفا کنیم و از گنجینه علوم روحانیونی که در این عرصه حضوری جدی داشته‌اند، بی‌بهره بمانیم؟ بی‌تردید هم‌‌اندیشی پژوهشگران و متفکران با روحانیون می‌تواند در تعریف و تبیین هنر دینی موثر باشد و نشان دهد که در این عرصه چه دستاوردی داشته‌ایم و به کجا می‌توانیم ره بسپاریم. اما این منوط به درک و شناخت متقابل این دو قشر از همدیگر است که متاسفانه مغفول مانده.

از سوی دیگر، بخشی از روحانیون، خود هنرمند هستند و می‌توانند جلوه‌ها و جنبه‌هایی از یک هنر اصیل را به نمایش بگذارند؛ اما به نظر می‌رسد که این بزرگان، خلوت خود را به جلوت ترجیح می‌دهند و گاه تنها جلوه‌ای از هنر‌شان را به نمایش می‌گذارند. این برعهده متولیان و مسئولان هنری است که آنان را  به صحنه هنر و ادب فرابخوانند و فضا را برای جلوه‌گری آثار هنری‌شان فراهم سازند.

اعتمادی که در جامعه نسبت به روحانیون وجود دارد، راه را برای هنرنمایی خود آنان و نیز بهره‌گیری از تفکرات‌شان در عرصه هنر و ادبیات، فراهم کرده است و تنها کافی است عزمی جدی در این عرصه داشته باشیم تا همگرایی قدرتمندتری میان روحانیت و هنر شکل بگیرد و در هر دو عرصه تئوری و عملی، نتایجی درخشان به دست آید.

امیر عبدالحسینی

پژوهشگر و مدرس هنر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 7 =